على محمدى خراسانى

132

شرح كفاية الأصول (فارسى)

تقسيمى دو قسم مىشود . 1 - حركت قطعى . 2 - حركت توسّطى . منظور آخوند از حركت قطعى عبارت است از « كون الشّيء المتحرك فى كلّ آن فى مكان أو حدّ » يعنى بودن شيئى متحرك در هرآن و لحظه‌اى در مكانى از امكنه ( در حركت مكانى ) يا حدّى از حدود ( در حركت كمّى و كيفى و وضعى ) ؛ يعنى در آن اوّل در اين نقطه بود ، در آن ثانى در نقطهء ديگر است و . . . يا در حركت كمّى در اين لحظه در يك مرتبه و حدّى از رشد بود در لحظه بعدى در حدّ ديگرى از نموّ است و . . . در حركت به اين معنى استصحاب جارى نمىشود ؛ زيرا هر كون و بودنى استقلال دارد و غير از كون قبلى و بعدى است و آنكه متيقّن بود الآن مشكوك البقاء نيست و قطعا مرتفع شده و آنكه مشكوك است ، از اوّل امر شك در حدوثش داريم و حالت سابقه ندارد . لذا اركان استصحاب تمام نيست و تدريج و تدرّج هم مربوط به همين حركت قطعى است كه هر كونى پس از كون قبلى محقّق مىشود . منظور از حركت توسّطى عبارت است از « كون الشّيء بين المبدا و المنتهى » يعنى بودن شيئى متحرك ميان مبدأ حركت و نهايت آن ، مثلا بودن اتومبيل ميان قم و تهران كه كلّ اين بودن را يكى حساب مىكنيم و حركت به اين معنى يك امر قارّ و ثابتى است و تا به حال متيقّن بود و الآن مشكوك البقاء است و استصحاب بقاء جارى مىشود ؛ زيرا اين مشكوك همان متيقّن است و اركان استصحاب كامل است باز مشكل حلّ شد . البته شايد حركت از باب مثال باشد و كتابت و تكلّم و قرائت و جريان آب و . . . نيز همين احكام را دارا باشند و يا آنها نيز به نوعى به حركت برگردد ؛ زير مشى همان حركت پاهاست ؛ كتابت همان حركت انگشتان دست است ، تكلّم حركت زبان است و . . . قوله : فانقدح بذلك : از اين بيانات ما در پاسخ به اشكال جريان استصحاب در امور تدريجى ، مشكل استصحاب ليل و نهار نيز حلّ شد كه خيلى هم مبتلا به است در ماه رمضان شك داريم كه روز باقى است يا نه . عدّه‌اى گفته‌اند كه جاى استصحاب بقاء روز نيست ، به همان دليلى كه در امور تدريجى گذشت . يا در شب ماه رمضان اگر شك كرديم كه صبح صادق شده يا نه ، جاى استصحاب بقاء شب نيست ؛ زيرا آن اجزاء متيقن قطعا رفع شده و اجزاء جديد هم از اوّل مشكوك است كه شب است يا نه ؟ روز است يا خير ؟ پاسخ